تبليغاتX
تنهای تنها

تنهای تنها

سکوتم از رضایت نیست

 


وقتی بارونی چشمام تو کجایی؟

تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟

وقتی پـرپـر می زنه این دل زارم

ساکت و خاموش لبهام تو کجایی؟

وقتی بی تو نازنین بی همنشین و

گوشه گیری تک وتنهام تو کجایی؟

وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس

یه نوازشگرو می خوام تــو کجایی؟

چشمای تو یه فانوس همیشه روشن

وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟

وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه

تو رو عاشقونه می خوام تو کجایی؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 11:39 توسط تنهای تنها |

هميشه يادت باشه يک نفر يک جائي تمام روياهاش لبخند توست و زماني که به تو فکر ميکنه احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يک نفر يک جائي در حال فکر کردن به توست


هر لحظه دلم منتظر يك بهانه است . نمي دانم چرا مدتهاست كه دچار تشويش زمان شده ام .... زمان از دست من و تو مي رود ... چه ساده روزهايي كه مي توان خوش بود .. روزهايي كه مي توان لبخند زد .... از خودمان كه بپرسيم هميشه در انتظار روحي ماورايي براي رسيدن به روياهامان غمباد گرفته ايم ؟ من نمي فهمم چرا ما انسانهاي مافوق بشري به قدرتهاي خويش اين همه بي اعتناييم؟ هميشه در انتظاريم كه دستي .. سايه اي ... قدرتي شگرف ما را از اوج نااميدي به روزهاي شيرين ببرد ! اين طبيعت ما شده است ...ما خودمان را از ياد برده ايم و به سرابهاي پي در پي خويش را مي فريبيم . نمي دانم سهم هر كس چيست و ما در اين روزهاي هرز چه سهمي از زمان داريم ؟ ..دلم هر روز مي گيرد .. دلم هر روز لبخند مي زند ... من مجموعه اي از پارادوكسهاي طبيعي شده ام و تو ...نيز .. شاديهاي ما ... لبخندهاي ما ... چشمهاي ما چه پيغامي براي دلهاي يكديگر دارند ؟ ....

+ نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 20:51 توسط تنهای تنها |

سایه حق
 
سلام عشق
 
سعادت روح
 
سلامت تن
 
سرمستی بهار
 
سکوت دعا
 
سرور جاودانه
 
 
...این است هفت سین آریائی پیشکش شما
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 23:11 توسط تنهای تنها |