هر چند که برای سوزش ِ چشمانم دارویی نیست ولی زمزمه هایت را جمع کرده ام که بنویسم و مرور کنم برای لحظه های بی بهانه.
+
نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 23:48 توسط تنهای تنها
|

بنام خدا روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : " می آید. من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد. " و سرانجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ! " گنجشك گفت : " لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم، كجای دنیا را گرفته بود ؟ " و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت : " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. " گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت : " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی..." اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد...! خدا یا داده و نداده ات را شکر، که داده ات نعمت و نداده ات حکمت است. خدا جونی دوست دارم. این جمله رو همیشه میگفتم ولی این بار واقعاً بهش ایمان آوردم. درسته که بهای زیادی متحمل شدم ولی بازم ازت ممنونم، چون اگه حکمتت نبود یه عمر پشیمون میشدم










+
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 20:24 توسط تنهای تنها
|

ميدوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ . . لبخندي که بي اراده رو لباي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه :دوستت دارم
+
نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 0:22 توسط تنهای تنها
|

اگه یه روزی احساس کردی می خوای گریه کنی ، منو صدا کن ، بهت قول نمیدم که تو رو بخندونم ، اما می تونم باهات گریه کنم اگه روزی خستگی تو رو وادار به گریز کرد ، نترس که منو صدا کنی ، قول نمیدم ازت نخوام این کارو نکنی ، اما میتونم با تو راهی بشم اگه یه روزی حوصلۀ گوش کردن به حرف کسیو نداشتی ، منو صدا کن ، قول میدم خیلی ساکت باشم ... اما اما اگه یه روز با من تماس گرفتی و جوابی نیومد ، زود بیا که منو ببینی ، شاید به تو محتاج باشم ، تنها به تو
+
نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 0:17 توسط تنهای تنها
|
