مسئله مهم این است که هرگز از سوال کردن باز نایستید . کنجکاوی دلایلی برای وجود خود دارد . کسی که در رازهای ابدیت ،زندگی، و ساختار اعجاب انگیز و اقعیت تعمق می کند نمی تواند شگفت زده نشود .درک ذره ای از این ابهام در هر روز کافیست . هرگز کنجکاوی مقدس خود را از دست ندهید .
آلبرت انیشتن
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 23:43 توسط تنهای تنها
|

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز![]()
+
نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 22:43 توسط تنهای تنها
|

پیش از آنکه مرگ در بکوبد هر آنچه داری تقسیم کن . آیا می توانی ترانه ای زیبا بخوانی ؟ بخوان و آن را تقسیم کن . آیا می توانی تصویری را نقاشی کنی ؟ نقاشی کن و آن را تقسیم کن . هر آنچه در کف داری .... هرگز کسی را ندیده ام که چیزی برای تقسیم کردن نداشته باشد
كاش می دانستی ما را مجال آن نیست كه روزهای رفته را از سر گیریم و لحظه های بی بازگشت را تمنا كنیم. كاش می دانستی فردا چه اندازه دیر است برای زیستن.... و چه اندازه زود است برای مردن دستها بالا بود هر کسی سهم خویش را می طلبید سهم هر کس که رسید، داغ تر از دل ما بود ولی نوبت من که رسید سهم من یخ زده بود! سهم من چیست، مگر یک پاسخ ، پاسخ یک حسرت ! سهم من کوچک بود ،قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت ، وسعتی تا ته دلتنگی ها شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند ! با تشکر از بهراد عزیز به خاطر مطالب ارسالی
![]()
+
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 22:7 توسط تنهای تنها
|

مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 0:36 توسط تنهای تنها
|
