خدای مهر بون
خدایا منی که تنهام تنها نذار خدایا کمکم کن وقتی مثل همیشه صدات میکنم یه روز به دنیا اومدم این دنیای پر از دردو رنج کمک کن طوفانی از موفقیت به پا کنم بعدش از دنیا برم خدایا درد دل همه رو گوش کن ای نیروی ماورای انسان ای هست کننده من من از تو باور دیگری دارم یقین دارم که تو مرا درک میکنی و مرا یاری خواهی داد آفریننده من عمریست تنهایم این قصه مرا بس که در زمین تنهایم تو دیگر مرا تنها مگذار خدایا منو به اونی که ازت خواستم برسون چشمامو پر از بهار کن وقتی به چشمایش نگاه میکنم وقتی دلم میخواد یه آرزو کنم و اون توی اون آرزو پیشم باشه ای آفریدگار بی همتا منو یادت نره وقتی هر نفسم عطر اون نفسی رو داره که تو در خاک من دمیدی هر صبح یادت میکنم و ازت میخوام تموم اون چیزهایی رو که بارها و بارها خواستم و هر دفعه یکیشونو بهم میدی و اونقدر لذت میبرم وقتی چیزی رو از تو میخوام و تکرار خواستن ها و رسیدن به اون خواسته بی منت آدمکها من عشق رو از تو میخوام من جسم آدمها رو نمیخوام یک روح به اندازه وسعت پر سخاوت یک قلب به من بده مهر به مهر بده نه چیزی چندان که بگویم وداد من حرف زیاد دارم تا جایی که همه کاغذهای دنیا حرفای منو نتونن تو دلشون جا بدن اما خدای من همین چند تایی که نوشتم بسه به درد دل اونای دیگه هم گوش کن به دعای اونا هم گو کن
+
نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 18:52 توسط تنهای تنها
|

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه! رختخواب خرید ولی خواب نه! ساعت خرید ولی زمان نه! می توان مقام خرید ولی احترام نه! می توان کتاب خرید ولی دانش نه!دارو خرید ولی سلامتی نه! خانه خرید ولی زندگی نه ! و بالاخره ، می توان قلب خرید ولی عشق را نه ! «چارلی چاپلین»
+
نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 20:53 توسط تنهای تنها
|

تنها بادی که وزید میدانست
که چقدر دلم تنگ شده است
که چقدر دلم میخواهد
سرم را روی شانههای باران میگذاشتم
و گریه میکردم پاییز شده است
و دوست داشتن تو
+
نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 20:51 توسط تنهای تنها
|
